آیا میدانید خوردن یک عدد سیب در روز شما را از مراجعه به دکتر بی نیاز می کند!

مشهد : احمدآباد ، خیابان پرستار 1/2، کلینیک دکتر غیور

تلفن تماس : 38458772-051

چرا پرخوری میکنیم؟ 

 معادله ورود و خروج انرژی یک تعادل خوبی به حساب می آید به این صورت که حتی خوردن یک نان تست در روز در صورتی که نیازی به آن ندارید می تواند باعث اضافه وزن شما بعد از یک سال شود. تصور کنید که به چه سرعتی این مساله باعث اضافه وزن یا چاقی شما می شود! کاملا واضح است کسانی که اضافه وزن دارند قطعا درگذشته بیش از حد نیاز غذا خورده اند. و کاملا واضح است برای باقی ماندن در وزن فعلی خود، باید هرچه انرژی مصرف کرده اند دوباره غذا بخورند در غیر این صورت کاهش وزن خواهند داشت. وقتی از این افراد پرسیده می شود که چرا غذا بیش از نیازشان می خورند بیشتر آنها می گویند: “گشنه ام بود” یا “آن غذا رو دوست داشتم” ، و آنها به رفتار غذا خوردن به عنوان یک نیاز زیستی که منشا آن احساس بقا است نگاه می کنند. با این وجود رفتار غذا خوردن خیلی پیچیده تر از این حرف هاست زیرا ما برای علت های دیگری مانند گرسنگی نیز غذا می خوریم. به عنوان مثال : “غذا خوردم چون حوصله ام سررفته بود”، “چون ناراحت بودم”، “چون غذا یک گوشه افتاده بود”، “می خواستم که ته ظرفم را تمیز کنم”،”غذای روز جمعه با خانواده خیلی لذت بخشه”، “غذا خوردم چون با دوستانم بیرون بودم”. به بیان بسیار ساده، غذا خوردن می تواند نتیجه افکاری باشد که در ذهن ماست یا محرک های محیط اطراف ما که منجر به پرخوری می شود.

غدا خوردن از روی احساسات: 

 زمانی که یک کودک ناراحت است،آسان ترین و سریع ترین روشی که می توانید او را آرام کنید غذا دادن است. این کار به عنوان یک حواس پرتی از احساس ناراحتی که الان دارند عمل می کند، به کودکان کاری برای انجام دادن با دست و دهانشان می دهد و باعث پرت شدن حواسشان از چیزی که دلخورشان کرده می شود. اگر غذایی که انتخاب کردید ارزش جایزه بودن را داشته باشد مثل شیرینی یا بیسکوئیت، اینجا کودک شما حس می کند مورد تشویق قرار گرفته و خوشحال تر می شود. در دوره های کوتاه مدت استفاده از غذا به این گونه موثر است. ولی در بلند مدت می تواند مضر باشد چون ما غذا را بهانه ای برای کنترل هیجانات و احساسات خود می پنداریم. سپس همانگونه که در حال زندگی هستیم، هروقت که کم می آوریم، مضطرب می شویم یا حتی بی حوصله می شویم، روی به غذا خوردن برای بهتر شدن حالمان می آوریم. به این حالت، غذا خوردن از روی احساس گفته می شود و مطالعات نشان داده است که غذا خوردن از روی احساس با اضافه وزن در ارتباط است.

غذا و پاداش: 

 غذا به صورت های مختلفی با فرایند پاداش در ارتباط است. غذا خوردن زمانی که مزه خوبی بدهد و باعث بهتر شدن حال ما شود، پاداش گونه و رضایت بخش است. زمانی که ما مستحق پاداش هستیم، مثلا زمان استراحت بین کار یا وقتی که به یکی از هدف هایمان رسیده ایم، غذا به عنوان پاداش استفاده می شود. بعلاوه غذا می تواند به عنوان یک پاداش برای غذا خوردن یا نخوردن نیز استفاده شود ، به عنوان مثال “من شامم را تمام کرده ام پس حالا می توانم دسرم را بخورم” یا “من برنامه رژیم غذایی خود را رعایت کرده ام و حالا لایق یک تکه کیک هستم”. در نتیجه اغلب غذای ناسالم معنی “جایزه و پاداش” به خود می گیرد در حالی که غذای سالم به چشم خسته کننده و ضروری دیده می شود. مشکل اضافه وزن این است که همه این پاداش ها اکنون و در زمان حال است ولی عواقب منفی اضافه وزن در آینده رخ می دهند. و افراد آینده را جدی نمی گیرند و منفعت ها و پاداش های کنونی، همیشه هزینه های آینده را شکست می دهند؛ کیک حال حاضر همیشه حمله قلبی چهل سال بعد را مغلوب می کند و همزمان که پرخوری می کنیم وزن ما نیز افزایش پیدا می کند.